بعد از تو

گزارش تلاش ها و موفقیت ها (مخاطب فقط خانم ها ،🌸🧚🧑)

تبلیغات تبلیغات

در نبرد مرگ و زندگی

امروز چند ساعتی خونه ی خواهرم بودم که دکترش ختم دوره ی شیمی درمانی ش رو اعلام کرده و حالا اون مونده و درد بی پایان و یه مشت قرص. چقدر سعی کردم خوب باشم و از لحظه لذت ببرم با علم به اینکه قراره از دستش بدم اگر خودم زودتر موعدم نرسیده باشه... سه هفته ی دیگه سه سال از رفتن بابا می‌گذره و من هنوز فرصت نکردم به رفتنش فکر کنم و باهاش کنار بیام. چقدر دارم دست و پا می زنم که جرقه ای از شادی ، شادی ای که آلوده به درد و غم نباشه رو‌ تجربه کنم.
بعد از تو ، ۱۴۰۳-۰۶-۰۷ ، جامعه و سیاست
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها
پیوندها