بعد از تو

گزارش تلاش ها و موفقیت ها (مخاطب فقط خانم ها ،🌸🧚🧑)

تبلیغات تبلیغات

بازتاب غم

گویا صبح که مامان زمین می خوره سکته خفیف داشته، این رو آبجی وسطی گفت هر چند هنوز مامان اینا به من نگفتن و من هم وانمود کردم به ندونستن. امیدوارم مامان طوری ش نشه، دلتنگی ش برای بابا رو درک می کنم. بابا تنها پناهش بود، تکیه گاه امنش، ... حوصله ی مرثیه سرایی ندارم. ازم گذشته... دو بار زنگ زدم و احوالش رو پرسیدم. از تصور این که هر دو دستش بسته است خیلی حس بدی بهم دست می ده و دلم می خواد زار زار گریه کنم.
برچسب‌ها: امیدوارم
بعد از تو ، ۱۴۰۳-۰۵-۱۶ ، جامعه و سیاست
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها